وقتی ازم پرسیدی غمگینترین حس دنیا چیه… نمیدونستم چطور توضیح بدم. فقط یاد خواب دیشب افتادم.
تو خواب بچه داشتم. یه دختر کوچولو که انگار تمام عشق دنیا توی نفسهاش جا شده بود. وقتی بغلش کردم، یه حس عجیبی از توی قلبم گذشت…حس مادری••
داشت نگاهم میکرد، لبخند میزد، انگشتای کوچیکش دور دستم حلقه شد… و من برای اولینبار تو زندگیم حس کردم کامل شدم.
اما بعد بیدار شدم.اتاق تاریک بود، دستهام خالی. چند لحظه طول کشید تا بفهمم اون بچه هیچوقت وجود نداشته.ولی دردش؟
انگار یکی رو توی یه دنیای دیگه جا گذاشته باشی و هیچ راهی برای برگشت نداشته باشی.حالا اگه میخوای بدونی غمگینترین حس چیه؟…همینه.!
دلتنگی برای چیزی که هیچوقت واقعی نبوده.