نیمهشب، نویسندهی معروف هنگام ویرایش رمان تازهاش صدای تایپ شدن جملهای را شنید که خودش ننوشته بود.
جمله فقط یک چیز را میگفت: «جسدت را کجا پنهان کنم؟»
همان لحظه فهمید قاتل نه از در آمده، نه از پنجره؛بلکه سالهاست درون نوشتههای خودش زندگی میکند.
22پسند5نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
داستانک تراز.
بله بله!
واو محشر بود🫠🤌🏻
مرسی نازم.
میتونه یه آغاز عالی برای یه داستان کوتاه مینیمال باشه
دقیقا همینطوره، احتمالا بنویسمش!
شگفت آور بود ! از سناریو زنده بودن/شدن شخصیت ها خیلی خوشم میآد. داستانکتون تونست تو چند خط به نحوه احسنت شگفت زده ام کنه با این سناریو و نگارش ✨
بسیار بسیار از این بابت خوشحالم... پس حسابی تونستم نظرتو جلب کنم دختر نازم.🙂🌱
برگاممممم ؛ خیلی جذاب و جالب بوددد
مرسی دخترکم.🌱