هرادمی قصه ای داشت اما دراین ساختمان من که ادم نیستم قصه ام برای کسی مهم باشه،ارزو به دل موندم یه بار مثل اون بوت مشکی قدبلنده براقه برم خیابونو ببینم مردمو کفشا ودمپایی های دیگه رو...
من فقط یه دمپایی پلاستیکی ساده ام ،همین
9پسند1نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
واییی خیلی یاد داستان های بچگیم میندازه منو...داستانی بود که لباسای کهنه ناراحت بودن که لباس های نو پوشیده میشن..