کنار جاده ایستاده بود؛صدایش زدم اما جوابی نداد.
نزدیکش شدم و در گوشش آرام پچ زدم:«چه چیزی اینقدر عمیق نظرتو به خودش جلب کرده؟»
آرام گفت:«این همون جادهای که تورو از من گرفت.
یادت میاد؟ ۲خرداد ۹۸.
اون حادثهی کذایی که شیرینترین رویامو به گور فرستاد.»