عطر نان تازه، آشپزخانه را پر کرده بود. از دور، خندههایی شادمان به گوش میرسید. چشمان بسته شد، نفس عمیقی کشیده شد. همین سادگی، همین آرامش، همان گوهری بود که روح در پیاش میگشت. شاید زندگی، همین لحظات بیصدا و بیادعایی بود که در گذر ایام، ارزششان چون گنجی پنهان آشکار میشد.
نقدها
عالی بود!
☕