سالهای زیادی را صرف ساختن زندگیای کرد که فکر میکرد خوشبختش خواهد کرد. درس خواند، کار کرد، پسانداز کرد و از خیلی چیزهایی که دوست داشت گذشت تا روزی به آرامش برسد. وقتی بالاخره به آنچه میخواست رسید، فهمید در تمام این سالها فقط به مقصد فکر کرده و خودش را در مسیر جا گذاشته است.
حالا وسایل خانهاش نو بودند، اما خودش مدتها بود احساس تازگی نمیکرد..
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.