دخترک به بومِ سفید نگاه کرد و پرسید: «چرا فقط یک نقطهی سیاه وسطِ این بومِ بزرگ کشیدی؟»
نقاش قلممویش را زمین گذاشت و گفت: «چون برای دیدنِ بوم، باید اول اون نقطه رو ببینی. همه یاد گرفتن دنیا رو با چشمهایِ پر از شلوغی تماشا کنند. من این نقطه رو کشیدم تا به چشمهایِ تو یاد بدم که گاهی، برای پیدا کردنِ حقیقت، باید از خیرِ دیدنِ تمامِ زیباییهایِ حاشیه بگذری تا بتونی متمرکز بشی.»
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.