ابرهای پنبهای بر آسمانِ آبی نشستهاند و نسیمی که عطرِ یاس را به جانِ نفسها میپاشد، آرام از کوچهها میگذرد. میوههای نوبرانهی باغ، هنوز بر شاخهها ماندهاند و در انتظارِ رسیدن و لپگلی شدناند. در این میان، آلوچه دزدکی به خورشید زل زده، زودتر از همه لپگلی شده؛ ترش و شیرین، درست مثل خودِ بهار.
زیباییهای بهار بسیار است…