تو را فقط برای خودت میخواهم نه برای آنکه هر روز لحظه های نابی را در کنارت تصور میکنم و نه به خاطر علایق مشترکمان؛تو را تنها برای خودت میخواهم نه برای آنکه به ذره ذره سلول های وجودت محتاجم و بودنت عمیقا مرا زیر و رو میکند تو را تنها برای خودت میخواهم نه برای آنکه وقتی میبینمت دلم باز می شود و دوباره از سر نو عاشقت میشوم؛ تو را فقط برای خودت میخواهم نه به خاطر آنکه تو را همدم شب و روزهای بی قراری خود می دانم و دوست دارم غم و شادیم را تنها با تو شریک شوم، نه برای آنکه میتوانم تمام وجودم را فقط به تو ببخشم، تو را میخواهم نه برای آنکه تنها فقط وقتی کنار تو هستم میتوانم خود واقعیم را نشان دهم و نقاب را برای اندک زمانی که در کنار تو هستم از صورت رنگ و رو رفته و خسته دلم بردارم و برایت از آنچه بگویم که تابحال هیچ کس حتی ذره ای از آن را نشنیده در کنار تو صندوقچه دلم به آرامی گشوده میشود و کلید این قفل فقط در دستان توست.
تو را میخواهم برای آنکه عشقمان را مقدس میدانم و هر روز هر لحظه هر ثانیه آن را میپرستم.