یه روز یکی بهم گفت تو هیچ وقت نمیتونی تمام طول روز به یک نفر فکر کنی و مدام فکرت درگیرش باشه اونموقع بهش گفتم که نه معلومه که میشه این معجزه عشقه اما اینقدر مطمئن بهش نرسیده بودم الان هر لحظه، هر روز که میگذره بیشتر به حرف خودم میرسم اینکه تمام طول روز ثانیه به ثانیه تو هر موقعیت هر جایی با دیدن هر تصویری، با شنیدن هر آهنگی، با بوییدن هر عطری، هر قدمی که برمیدارم، هر چهره ای که میبینم یاد تو میفتم اصلا انگار دنبال بهونم مدام به تو فکر کنم.
فکرت بی نهایت آرومم میکنه؛اینقدر به دلم میشینی اینقدر قشنگ حرف میزنی که من تمام واو به واو کلمات شیرینت رو مثل چایی همراه با قند لبات سر میکشم تمام حسی که تو حرفات داری رو به جونم میخرم تمام حرفات رو با تمام جزئیاتش برای خودم مینویسم مبادا یه وقت یه واو از حرفایی که میزنی رو فراموش کنم مدام تو فکرم درگیرم با خودم که چجوری میتونم خوشحالت کنم، چجوری میتونم لبخند رو لبات بیارم، چجوری میتونم غماتو کم کنم.
همه جای زندگیم حضور داری و چقدر خوبه که هستی خوشحالم که از وقتی به دنیا اومدم تو دنیایی بزرگ شدم که تو توش حضور داشتی و من حتی یک سال از عمرم رو بدون تو سپری نکردم.