او با چشمانش زیباییها را جور دیگری میدید و مینوشت.
گاهی دلش میخواست لابلای خرمن موهایش باد بوزد و به رقص درآید...
گاهی دهانش را مهمان جرعهای قهوهٔ تلخ کند، یا شاید بنشیند و با چشمانش نظارهگره دریا، غروب، ماه، و یا آدم ها باشد!
بله او نویسنده است، و نویسنده بودن فقط نوشتن و خط خطی کردن کاغذها نیست.
نوشتن برای نویسنده اوج احساس است.
درست مثل یک مادر که در رشد فرزندش سهیم است، یا خالقی که تمام عشق و احساسش را به پای مخلوقش میریزد!
نقدها
نوشته های خوبی داری.عالی بود! 🔥☕
نگاهت ارزشمنده✨🫶🏻