شاید در پی چیزهای اشتباهی هستیم، شاید درک شدن چیز زیادی است. شاید باید مثل اون همسایهی همیشه عصبانی باشیم که نمیگذاشت تو کوچه بازی کنیم، شاید باید ذوقمون کور میشد. شاید واقعا زندگی قرار نیست روی تلخش را برگرداند. شاید حق با کولی ها بود، رازش در رقص در حین مرگ است، شادی در اعماق اندوه و وحشت. نمادی که شادیای فانتزی و دیرینه را نشان نمیدهد، بلکه سرودیست سرور بخش در دل ناامیدی، مانند خندههای جوانکی در راه حوزه امتحانی که میداند قرار است شهریور نیز همین مسیر را طی کند... اینسری زباله های ذهن آناندا رو میخونید
« میگم...» « جان دلم» «اگه یکروز به هر نحوی دنیا مارو از همدیگه دور کنه چی؟» «منظورت اینه که از هم زده بشیم؟» «نه دقیقا، مثلا اگه اینجا گرم بشه و مجبور بشم بگردم به قطب و بینمون یک قاره فاصله بیفته.» «ابر همیشه یک راهی برای برگشتن به خونش پیدا میکنه» «منظورت چیه؟» «ابر، بخشی از اقیانوس بود که به خاطر شرایط، مجبور شد خونه رو ترک کنه و به آسمون بره. ولی عاشق همیشه راهی برای برگشت خونهاش، آغوش معشوقش پیدا میکنه» «مثل ابر بارون میشه تو بغل عزیزترینش» «دقیقا...» -آناندا-
وقتی آسمان دلش بارانی بود، پرنده نمیخواند، ابرها سیاه میشدند، جنگل ها میسوختند، شهرها را سیل میزد، ماشین پنچر میشد، گوش هندزفری قطع میشد، مسواک لثه رو میبرید. گویا کل دنیا چیزی جز، قطرهای از دریای اشکهایش و سیارهای از کهکشان چشمهایش نبود. جزئی از کل. به طوری که وقتی کل دچار آسیب شود، جزء نیز فرو میپاشد. -آناندا-
با فریادی بی صدا، غوطه ور در باتلاق جوانی. انتظار طناب نیز چاره ساز نبود. گویا هیچکس از باتلاق خویش آزاد، و از مال من آگاه نبود. طنابم، طناب دار و روشناییم نور سیانور. از فکر کشتی رها گشتم در این دریای خون. -آناندا-
چشمهایمان دریچهای به هزاران سو. دری به دنیای برون و گیتی درون. و گیتی درون٬ جهانی که با بستن چشمانمان آغاز میشود، ادامه پیدا میکند و به بینهایت پیوند میخورد، دنیایی که در آن به سبکی پر در جریان خیال پرواز میکنیم، همراه با شعلههای آتش میرقصیم، با شفقهای قطبی حرکت میکنیم و با پنگوئنها برفبازی میکنیم... . چرا این دنیای پر زرقوبرق اشتباه است؟ چرا جهان بیرون چشمها جهان واقعی است؟ شاید در گیتی اشتباهی زندگی میکنیم. شاید بعد از مرگ، زندگی در دنیای خیالمان آغاز شود. شاید مرگ آغاز رویایی طولانی باشد، آغازی بیپایان. آغازی از جنس بینهایت. -آناندا-