حکش کن.بر گوشت و پوست خود حکش کن؛در زمین و دریا حکش کن،برغنایم و دشمنانت نیز حکش کن،انچه که در دیدگان اندوهگین من عیان است،حک کن. ظلمتِ جنگاوری و زجرِ جنگ دیدگان و خون و خونریزی را بر تاریخ حک کن،تا آدمها قدر صلح و دوستی به همراه آرامش و امنیت را بدانند.
سپس داستانِ خیالیِ سرزمینی تُهی از اندوه و تباهی را بر این واقعیت سرد، با عشق و شکیبایی حک کن، تا گرما فقط در رویاها بر دل ننشیند، بلکه راهی برای ورود به جهان حقیقی ما، بیابد.
حک کن؛
آنچنان که زبانت در وصف زیبایی زندگانی،نزد آدمی دلتنگ، که نجات خود را در ناوک مرگ میبیند، قاصر نشود.
حکش کن،تا بتوانی به مردگان بگویی ما نیز روی زمین بهشتی داریم؛ دیگر نیازی به تَسلی خیالات و مرگ نیست!
پ.ن:اثرات دیدن سریِ حماسهی وینلند.