بر کاشی های خیس خیابان راه میروم
ابرها تند تند اشک میریزند
باد هیاهو وار میوزد
و تویی که نیستی در کنارم...
آن درخت را که میبینی؟
او همان درختیست که با او رقصیدم
در آن روزِ سردِ زمستانی
زمانی که تو نبودی در کنارم
که دستهایم را بگیری
تا باهم برقصیم:)
9پسند3نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.