انولآ
هیچ سلاحی بدتر و دردناک تر از خاطره نیست!
و من اکنون پر از خاطره ام... .
خاطره های او.
خاطره هایی که باهم ساختیم... .
انگار که تمام زندگی ام رو با او بودم!
انگار که تمام زندگی ام منتظر چیزی خواهم بود که برای مدت کوتاهی آن را داشتم!
زمانی برایم بی اهمیت بود، لحظه ای داشتمش و کنون، تا آخر عمرم در حسرت دوباره چیزی که زمانی فقط برای من بود و الان برای دیگری خواهم بود!
آهه، از این حس متنفرم... .
ولی برایم لذت بخش است!
14پسند3نظر0