هیچ نیازی به معذرت خواهی نیست وقتی که از خدامه تو منو نگاه کنی اصلا وقتی نگاهم میکنی دلم غنج میره برات یه جوری ضربان قلبم بالا میره که هر لحظه فکر میکنم الان که قلبم بیفته بین دستام. من فقط خواهان نگاه تو هستم نه هیچ کس دیگه ای نگاه تو قلبم رو آب میکنه، ناخودآگاه لبخند میشینه رو لبام و وجودم حرارتی رو به جون خودش میگیره که هرگز خاموش شدنی نخواهد بود بلکه هر روز فروزان تر از قبل میشه. من محتاجم به نگاهت ازم دریغش نکن لطفا همیشه بزار مهمون چشمای قشنگت باشم و در قلبت رو برام باز بزار که قلب تو تا ابد نقطه امن من باقی میمونه.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.