آه سرم، سرم بر تنم سنگینی می کند... ذهنم.... ذهنم درد می کند... درد می کند... شاید ته مانده اندیشه های درهم برهم قبل است آخر خیلی وقت است دیگر فکر نمی کنم فقط چیزی باعث خستگی مفرطم می شود انگار سایه سنگینی از گذشته... از تکه های شکسته روحم خودش را روی من انداخته... شاید سنگینی روان کم جانم است که بر من تکیه زده؟ نمی دانم... نمی دانم... فقط ذهنم درد می کند... درد می کند... ذهنم درد می کند