دوستت دارم. میخواهمت. ندارمت. دوستش داری. میخوابی. در قلبش. میگریم. در قلبم. میخواهم. مرگم. چه کنم. با دل سنگم.
فکرت را بهکار گیر، حرفها میزنم. دلت که او را خواست، با فکرت که حتی ثانیهای هم نمیتوانی مرا تحمل کنی، حداقل شاید دلت بهحالم بسوزد.
صبح زیباییست، بخوابم، شاید در آنجا بتوانم داشته باشمت، هرچند چشمانم مجال نمیدهد. پسماندهای قلبم را پس میدهد، آیینهی دل است دیگر.
حداقل امید دارم به فرشتهی مرگ، شاید او تنها کسی باشد که حال و حوصلهی من را داشته باشد.