پیچک؛
میخواستم به یه جایِ امن برگردم، جایی که بیقید و شرط پذیرفته بشم، اما من جایی نداشتم. آرزو کردم در آغوش گرفته بشم، کسی نبود تا منرو در آغوش بگیره. خودم دستهامو عاجزانه دراز کردم تا چیزی رو در آغوش بگیرم اما دستم به هیچچیز نمیرسید.
12پسند1نظر0