هر زخمهی تار، ذرهای غبارِ رویا را از روی فرشِ کهنهی اتاق برمیدارد؛ فرشی که هزار طرح و هزار قصه در دلش خوابیده، قصههایی از زنانی با گیسوانِ بلند و سیاه که باد، آرام، میانشان ذکرِ عاشقانه میخوانَد.
8پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.