پیچک؛
گاهی حس میکنم در آن چشمها گُم میشوم؛ نه گُمشدنی از سرِ هراس، که گُمشدنی شبیه رها شدن در آغوش. هر بار که نگاهشان میکنم، حس میکنم جهان، با تمام وسعتش، در همان دو چشم خلاصه میشود؛ جایی که زندگی، ساده و شگفتانگیز، دوباره متولد میشود.
7پسند1نظر0