از زندگی فراریام
اما او مرا در تاریکترین قفسِ شب حبس کرده.
قلب آزردهام در تنگنا اسیر
تنم سوی سردی نسیم
تمام درها اما بستهاند
کلید آزادی اینبار، طلوع خورشید نیست.
شاید در نجوای مرگ
راه نجاتی باشد...
13پسند1نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
🤎بنازم