چیزی در من سقوط کرد، از بلندای رویاهایم.
شاید، شاید هم خودم بودم.
انگار وقتش رسیده بود؛ وقت رفتن.
تمام جادهها منتهی میشد به تاریکی.
نمیدانم در آن سیاهچالهی تاریک چه نهفته بود
و نمیدانم چه کسی باید پر میزد و میرفت
من ... یا رویاهایم؟
7پسند3نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.