داشتم ویلچرش را هل میدادم.
:ولی داشتن چشم های دو رنگم قشنگه نه؟
از من پرسیده بود؟ مگر قرار نبود یک معلول نابینا باشد!
: تو...فقط قاتل میدانست من چشمهایم..
آهی کشید ، از جایش بلند شد. البته که معلول هم نبود
:بد سوتی دادم نه؟
هر دو همزمان اسلحه کشیدیم.