یک سو قلبِ تکهپارهاش و سوی دیگر جسدِ خاطراتش بود. نظارهگرِ یک صحنهی جرم بود. جرمی با مجرمی نامشخص؛ شاید پیرمردی چرکین یا شاید هم دخترکی خندان.
باید تصمیم میگرفت برسرِ کدام پیکر سوگواری کند...
26پسند0نقد1
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.