دستهایم روی تار میرقصند، هر مضراب نبضی است که از درون میزند. سیمها میلرزند، سکوت میشکند، و من در هر نُت، آزاد میشوم؛ انگار دنیا فقط برای لحظهای در موسیقی نفس میکشد.
11پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.