هر صبح زندهبگورش میکنم.
نوزاد نارس رویاهایی را میگویم که در عالم خواب پرورده شده و با طلوع سپیده متولد میشود.
با صدای شیونش سرسامم میدهد. درد میکشد. چه میشود کرد؟ بهتر است همان صبحگاه دفنش کنم تا کمتر زجر بکشد.
13پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.