چند روزی میشد که نیش نزده بود. نچزانده بود، زخم نزده بود. نه به این خاطر که توبه کرده مناعت طبع یافته باشد، آدمی دور و اطرافش نبود. وگرنه که او همچون جوجهتیغی ترسان بیاختیار دیگران را سوزن میزد.
حالش چنان بد بود که انگار خوناشامی روزه گرفته باشد
12پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.