آن دوازده روز پر از ناامیدی گذشت؛ تلخ و پر از اظطراب.
رویاپردازیها در چشم بهم زدنی خرد شدند. دیگر کسی نمیخندید. هیچکس به آینده امیدی نداشت. همگی درگیرِ سوالی مبهم بودند: کِی نوبتِ زندگیِ ما میشود؟
و ما همچنان در خلأ، معلق، زندهایم...
22پسند4نظر2
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.