گردآفرید04 بهمن 1404بهار جوانیام که از آن حرف میزدند؛ پاییز بود. و حتی آن هم؛ نه خزان داشت؛ نه باران. تابستان مردهای بود، نه گرم و نه سرد؛ پر از ابرهایی که نمیدانستند چطور ببارند.12پسند2نقد0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن
ماهسنا04 بهمنو خورشیدی که نمیدانست چگونه بتابد، تا که گرمایش تن فرتوت مرا در حصار نگیرد... و من با آخرین برگ پاییزی، ذوب شدم. زیبا بود قلمتون مانا✨3پاسخ
نقدها
و خورشیدی که نمیدانست چگونه بتابد، تا که گرمایش تن فرتوت مرا در حصار نگیرد... و من با آخرین برگ پاییزی، ذوب شدم. زیبا بود قلمتون مانا✨
قشنگ بود