-آری عزیز من؛ من از تپیدن قلب در سینه آدم ها امید بریده ام. تکه گوشتی ست پر از خون؛ تنها کارش زنده نگه داشتن است؛ و نه هرگز عشق ورزیدن. وگرنه آدمیزاد چگونه می توانست چنین عمیق زخم بزند، بدون آنکه خود از درد جانکاه شرم در قلبش بمیرد؟
6پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.