لیوان شرابش را بر زمین کوبید، آهی کشید و سیگارش را روشن کرد، هنوز در فکر او بود دودها در هوای شب پیچید، دلش با هر پُک میلرزید؛ رد نگاهش میان خاطرات گم شد، اشک بر گونهاش آرام لغزید.
8پسند0نظر2
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.