چشمهایش در میان جمع میدرخشید، اما در دلش دنیای مضطرب و پر از درد بود. هر بار که لبخندی میزد، دو قطره ضعف و اندیشه از گوشه چشمش میچکید. کسی نمیدانست که چه رازهایی در پشت آن زیبایی نهفته است. اشکهایش داستانهایی ناگفته داشتند.
6پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.