کاش باران بودم...
کاش همچو باران، بر زمین فرود میآمدم و تمام آلودگیها را از جهان میستردم.
کاش از آسمان عشق، بر دلت واژگون میشدم و زخم سوزناک کینهها را میشستم.
کاش میتوانستم غمهایت را به آغوش بکشم و بهدست اقیانوس بسپارم.
کاش میشد مثل باران، گونههای اشکآلودت را نوازش کنم و بهجای تو ببارم.
کاش رطوبتِ هوای دلم، تو را سر ذوق میآورد.
کاش باران بودم...
1پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.