رفیعییک ماه پیش
و او یک خالق بود.
خالق هرآنچه کسی آن را پسندیده نمیدانست. نفرت، دروغ، سیاست و هرآنچه میتوان آن را ترسناک دانست.
حقیقتا چیزی که او را برایم متفاوت ساخته بود خالقیتش نبود. جنونی بود که در میانه نینی نگاهش به هنگام توهین شنیدن میرقصید.
جنونی که خبر از لذت و انتقام میداد. لذتی همچون سر کشیدن بادهای چند صد ساله. جنونی که از او برایم تندیسی ستودنی از شرارت میساخت. شرارتی که بشر هراسان از آن در گریز بود...
رفیعی