جانم سر دهانم ایستاده و منتظر خبری است تا مانند ماهی که از تنگ بیرون میپرد، از جسمم پر بکشد. و نمیتوانم تشخیص دهم که بیشتر به انتظار آن خبر عمرم را سپری میکنم، یا برای فرار از آن.
12پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.