سر قبرت نشستم و حرف زدم.. گفتم: یادت است؟ کودکی هایمان خاک بازی میکردیم و من همیشه از این بازی متنفر بودم و تو عاشقش؟ آنقدر عاشق خاک بودی که زودتر از من به آن پیوستی..
_سرو خمیده ام_
11پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها