_ خب چرا گریه میکنی قربونت برم!
+ نمیخوام چرا هیچ کی جلوی افراسیاب رو نگرفت
_خب چون پادشاه بوده
+ منصفانه نیست! پیران چرا دیر رسید. زن حامله رو اینجوری کشونکشون بردن.
_ عزیزم اینا فقط داستان اساطیریه
+نه، نخیر! اگه یه روز همچین بلایی سر من بیاد، سرت رو ببرن من چیکار کنم؟
_ آخه کسی این دور و زمونه که سر نمیبره! فوق یه چاقو بزنن یا شلیک کنن.
+( صدای گریه زن بلند تر میشود)