شَبنَم
گاهی چنان غرق در خاطره ای بی نام و نشان میشوی
که زمان و مکان دو خط صاف بدون زیرنویس میشوند
افسار حال از دست میرود
بودن و نبودن در هم تنیده میشود و تو نمیدانی
اکنون
کداممان زنده ایم آن خاطره ی کور یا جسمی که روحش گیر افتاده در گوشه ای از وهم و خیال!
5پسند0نظر0