او رفت
چنان که هیچ وقت نیامده بود
صفحات خاطراتش را در ورق های مغزم سفید گذاشت
انگار با قلمی بدون جوهر نوشته شده بود
بی چهره و بی نام
خودخواسته مفقودالاثر سرزمین قلبم شد.
5پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.