بسم الله الرحمن الرحیم.
اولین داستان من 👇
ترس هیچوقت درِ خانهات را نمیزند. او بیصدا، در تاریکیِ شب، وقتی از هیچچیز خبر نداری، وارد میشود. از هر سوراخی که فکرش را نمیکنی، به مغزت رسوخ میکند و در استخوانهایت رسوب میبندد تا زمینگیرت کند. هیچچیز توان مقابله با او را ندارد، مگر نور حقیقت.