انولآ
"خداحافظی نکردیم،
اما می توانستیم،
پایان را از چشمان یکدیگر بخوانیم!
به شفافی شیشه ها.
بغض حرف هایمان را می خورد،
و آن بار آخرین باری بود،
که او را دیدم.
بعد از آن زندگی ام سوخت!
و زندگی او تیکه تیکه شد!
هنوز نمی دانم،
آیا شانس دوباره ای هم هست؟
کاش قبل از آن برای آخرین بار،
او را در غوش گرفته بودم.
می گویند در رها کردن،
عشق نهفته است.
ولی من فقط احساس فقدان می کنم... !"
16پسند2نظر0