و در آخرین نفس های زندگی ام ، هم دوباره به تو فکر میکنم .
به تویی که زیبا ترین چشم هارا داشتی .
و در آن لحظه که آخرین سیگارم را هم خاموش کرده ام .
به عکسمان نگاه می اندازم .
همچنان لبخندت را به خاطر دارم .
لبخندی از روی عشق .
لبخند آخر ..
صدای خس خسِ سینه ام هم نمیتواند مانع این شود که طنین صدایت را ، وقتی اسمم را صدا میزدی از یاد ببرم .
دستم را به سمت لیوان آب بلند میکنم .
در میانه ی راه منصرف میشوم .
نمیخواهم در این لحظات پایانی ، طعم خوش بوسه هایت را از یاد ببرم .
و من در لحظه ای که چشم هایم را به روی هم گذاشتم،
صدای پاهایت را شنیدم بر روی رد خون های شاهرگم..