یوشینوکیا.
«دیروزهای زیادی آمد و رفت. اما هرگز خاطرات امروز را با خود به دوش نکشید.
اگر به طعمِ تلخِ دهانم، زمانِ بیشتری میدادم؛ آیا بالاخره فردای نو رسیده، سنگینی بار گذشته را به دیروز میسپارد؟»
آب دهانش را قورت داده؛ باری دیگر، بر روی صفحهی دفتر خوابید.
13پسند1نظر0