مثل افیون میمانی...
روزها به دلتنگیات میگذرد،
شبها به خماریات.
نفست را که میبویم،
جهانم فرو میریزد،
و من، از نو زاده میشوم.
آرام میگیرم...
نه از رهایی،
که از گمشدن در تو
که این گم شدن همان نئشگی الهی ست.
7پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.