دل افگار05 فروردین 1405گمان می کرد چیزی گلویش را می فشارد یا که با شمشیری زخمی زده اند که نه بکشدش و راحتش کند و نه زنده بماند، فقط درد می کشید فقط درد «رمان پریشان»13پسند1نظر0برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.باز کردن در اپلیکیشن