منتهاالیه آبی
آلاریک دستانش را در هم گره کرد و جلوی چانهاش نگه داشت تا دعای سفره را بخواند:«خیلی خب دوستان، بیاین همگی برای سلامتی اختلال روانی استادمون از خداوند شفاعتش رو بخوایم؛ چون مطمئنم اگر مغز سالمی داشت، چنین سوالاتی رو برای امتحان طرح نمیکرد.»
8پسند0نقد1
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.