در خانهی دل، چراغی بود که همیشه روشن. ناگهان خاموش شد. همه جا تاریک شد. فکر کردم دیگر نوری نیست. اما در همان تاریکی، دیدم که جای خالیاش، خودش نوری شده است. نوری از خاطرات، از عشق، از هر آنچه بود. او نبود، اما نورش بود.😭
5پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.