شمعی بود که برای روشن کردن راه دیگران، ذره ذره آب میشد و دم نمیزد. نورش در دل شبهای بیپناه، امید را به جان خسته میبخشید و در لحظات خاموشی، هنوز عطر فداکاریاش در هوا باقیمانده بود.
7پسند0نقد0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.
نقدها
هنوز نقدی ثبت نشده است
نقدهای این داستانک اینجا نمایش داده میشوند.