روزی مادری در خیابان با دخترش دستفروشی میکرد، اما قطرات باران آرام بر چتر کوچکشان میبارید، دل مادر به لرز افتاد ولی لبخند دختر امیدی بیانتها بود؛ نور امید در ظلمت خیابان تابید.
9پسند0نظر0
برای شرکت در گفتگوها و نشان دادن پسند، از اپلیکیشن فنجون استفاده کنید.